گیلاوند
خاله معصومه (من) همه رو دعوت کرد رفتیم دماوند(گیلاوند).آرمان بلا و مامان و بابا .مامانجون و مامانی فاطمه اینا ومهدیه و خاله منصوره (من)و دایی های من بودیم.مامان روروئک تورو هم آورد تا تو هم اونجا راحت باشی،عمر من
.gif)

.gif)
.gif)

آرمانی غرق تفکر
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گیلاوند
